پرسش :
مقصود از آياتي كه به صراحت شفاعت را نفي ميكند، چيست؟ آيه «يوم لابيع فيه و لا خلة و لا شفاعة» و آيه «ما للظالمين من حميم و لا شفيع يطاع» چه ميگويد؟
شرح پرسش :
پاسخ :
اگر بخواهيم به نتيجهاي درست در مورد شفاعت از ديدگاه قرآن كريم برسيم، بايد مجموع آيات مربوط به آن را بررسي كنيم. استناد به بعضي آيات و ناديده گرفتن برخي ديگر، منجر به فهم نادرست و برداشت غيرقابل اعتماد است.
به عنوان مثال آيا درست است با استناد به آيه «اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها» «خداست كه جانها را هنگام مرگشان ميگيرد»: زمر (39)، آيه 42. نقش ملك الموت (عزرائيل) را در قبض ارواح منكر شويم و آيه «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ» «بگو: فرشته مرگ كه بر شما گماشته شده، جان شما را ميگيرد»: سجده (32)، آيه 11. را فراموش كنيم؟
مجموع آيات قرآن در زمينه شفاعت - به معناي واسطه شدن در رسيدن فيض الهي به مخلوقات - سه دسته است.
آيات شفاعت:
دسته اوّل: آياتي كه شفاعت را فقط از آنِ خدا دانسته است: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً» زمر (39)، آيه 44. «بگو تمام شفاعت يكسره براي خدا است».
دسته دوّم: آياتي كه به كلي شفاعت را نفي ميكند: «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» بقره (2)، آيه 254. .
دسته سوّم: آياتي كه شفاعت غير خدا را، مشروط به اذن خدا ميداند: «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً» طه (20)، آيه 109. «در آن روز شفاعت كسي سود نميبخشد، مگر آن كس كه خداي رحمان به او اذن ذهد و سخن او را بپسندد».
شفاعت و توحيد افعالي
اگر مجموع اين آيات با هم در نظر گرفته شود، مفاد آن اثبات شفاعت و تبيين آن، بر اساس «توحيد افعالي» است.
بنابر توحيد افعالي، جهان هستي - با نظام علّت و معلولياش - اثر و فعل خداوند و قائم به اراده و قدرت او است. همچنان كه اصل وجود و هستي علّتها و اسباب از خدا است؛ هرگونه سبب بودن و تأثيرگذاريشان نيز از او است. در حقيقت، علتهاي مادي و معنوي، واسطههاي فيض الهياند و فاعليت آنها، در طول فاعليت خداوند است. بر اين اساس قبض روح، كار ملك الموت است؛ اما در عين حال او واسطه است و بدون اراده و قدرت الهي كاري انجام نميدهد و كار او به «اللَّه» نسبت داده ميشود.
آيات مربوط به شفاعت نيز، بيانگر سه نتيجه به دست آمده از توحيد افعالي است:
دسته اوّل، بيانگر اين است كه شفاعت يكسره و به تمامي متعلق به خدا است؛ چون شفاعتكنندهاي بدون اراده و مشيت خداوند، قدرت بر هيچ تأثيري ندارد.
دسته دوم - به قرينه آيات دسته اول و سوم - نفي شفاعت به غير اذن خداوند و به صورت استقلالي است. مفاد آيات، اين است كه اسباب و وسايط با قطع نظر از اراده و مشيت الهي، هيچ گونه تأثيري ندارند.
دسته سوم، اثباتكننده شفاعت براي غير خدا و تأثير گذاري آنان به اذن و اراده و مشيت خداوند است.
eporsesh.com
اگر بخواهيم به نتيجهاي درست در مورد شفاعت از ديدگاه قرآن كريم برسيم، بايد مجموع آيات مربوط به آن را بررسي كنيم. استناد به بعضي آيات و ناديده گرفتن برخي ديگر، منجر به فهم نادرست و برداشت غيرقابل اعتماد است.
به عنوان مثال آيا درست است با استناد به آيه «اللَّهُ يَتَوَفَّي الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها» «خداست كه جانها را هنگام مرگشان ميگيرد»: زمر (39)، آيه 42. نقش ملك الموت (عزرائيل) را در قبض ارواح منكر شويم و آيه «قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ» «بگو: فرشته مرگ كه بر شما گماشته شده، جان شما را ميگيرد»: سجده (32)، آيه 11. را فراموش كنيم؟
مجموع آيات قرآن در زمينه شفاعت - به معناي واسطه شدن در رسيدن فيض الهي به مخلوقات - سه دسته است.
آيات شفاعت:
دسته اوّل: آياتي كه شفاعت را فقط از آنِ خدا دانسته است: «قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمِيعاً» زمر (39)، آيه 44. «بگو تمام شفاعت يكسره براي خدا است».
دسته دوّم: آياتي كه به كلي شفاعت را نفي ميكند: «يَوْمٌ لا بَيْعٌ فِيهِ وَ لا خُلَّةٌ وَ لا شَفاعَةٌ» بقره (2)، آيه 254. .
دسته سوّم: آياتي كه شفاعت غير خدا را، مشروط به اذن خدا ميداند: «يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلاً» طه (20)، آيه 109. «در آن روز شفاعت كسي سود نميبخشد، مگر آن كس كه خداي رحمان به او اذن ذهد و سخن او را بپسندد».
شفاعت و توحيد افعالي
اگر مجموع اين آيات با هم در نظر گرفته شود، مفاد آن اثبات شفاعت و تبيين آن، بر اساس «توحيد افعالي» است.
بنابر توحيد افعالي، جهان هستي - با نظام علّت و معلولياش - اثر و فعل خداوند و قائم به اراده و قدرت او است. همچنان كه اصل وجود و هستي علّتها و اسباب از خدا است؛ هرگونه سبب بودن و تأثيرگذاريشان نيز از او است. در حقيقت، علتهاي مادي و معنوي، واسطههاي فيض الهياند و فاعليت آنها، در طول فاعليت خداوند است. بر اين اساس قبض روح، كار ملك الموت است؛ اما در عين حال او واسطه است و بدون اراده و قدرت الهي كاري انجام نميدهد و كار او به «اللَّه» نسبت داده ميشود.
آيات مربوط به شفاعت نيز، بيانگر سه نتيجه به دست آمده از توحيد افعالي است:
دسته اوّل، بيانگر اين است كه شفاعت يكسره و به تمامي متعلق به خدا است؛ چون شفاعتكنندهاي بدون اراده و مشيت خداوند، قدرت بر هيچ تأثيري ندارد.
دسته دوم - به قرينه آيات دسته اول و سوم - نفي شفاعت به غير اذن خداوند و به صورت استقلالي است. مفاد آيات، اين است كه اسباب و وسايط با قطع نظر از اراده و مشيت الهي، هيچ گونه تأثيري ندارند.
دسته سوم، اثباتكننده شفاعت براي غير خدا و تأثير گذاري آنان به اذن و اراده و مشيت خداوند است.
eporsesh.com
تازه های پرسش و پاسخ
ارسال نظر
در ارسال نظر شما خطایی رخ داده است
کاربر گرامی، ضمن تشکر از شما نظر شما با موفقیت ثبت گردید. و پس از تائید در فهرست نظرات نمایش داده می شود
نام :
ایمیل :
نظرات کاربران
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}